ساعت ,محمد ,آتنا محمد

+الو؟

-الو جانم؟

+محمد کجایید؟

-ولیعصریم مامان چطور؟!

+تا نیم ساعت یه ساعت  دیگه میرسی بیای؟!

-شما کارم داری؟

+نه عمت اینا اومدن...آتنن چنتا سوال داشت...

-ازش بپرس سوالاش درسیه؟

+آتنا محمد میگه سوالات درسیه؟

*بله زندایی...

-اینم بپرس ببین رشتش چیه مامان؟

[میدونستم ریاضیه...]

+آتنا محمد میپرسه رشتت چیه؟

*تجربیه دیگه زندایی...

-مامان بگو ما بچه های ریاضی توانایی جواب دادن به سوال تجربی هارو نداریم...تا 1 ساعت دیگه هم قرار بود اینجا باشیم ولی زودتر میام باهاش چشم تو چشم شم...

+باشه...

-نگهشون دار اومدما...خداحافظ

+زود بیا خدافظ...

منبع اصلی مطلب : ما با نوشتن ماندگاریم
برچسب ها : ساعت ,محمد ,آتنا محمد
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : کینه ای